شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (164)

نوشته های طنزِ حاصل ذهن خلاق هموطنان ایرانی از ابتدای پیدایش SMS و ایمیل تا به امروز در شبکه‌های اجتماعی نظیر توئیتر، وایبر، لاین، واتس آپ، تلگرام و .... حضور همیشگی و پررنگی داشته و دارند. بعید است که سوژه ای در صدر اخبار و صحبت های روز دنیا یا ایران باشد و مردم خلاق ما در راه طنازی و لطیفه سازی برای آن سوژه اقدامی نکرده باشند!

سعی داریم در این سری مطالب گزیده ای از این نوشته ها را در اختیار شما قرار دهیم که امیدواریم مورد استقبال شما عزیزان قرار گیرد.

*******
1. تا چند وقت دیگه کاربرای ایرانی فیس بوک خسته میشن و فقط تو کامنت ها می نویسن خاپوا (خانه از پای بست ویران است) و سزبش (سگ زرد برادر شغاله).

2. اول می نوشتن دکتر مجید تخت روانچی، بعد نوشتن مجید تخت روانچی، بعد تخت روانچی خالی، الان دیدم نوشتن روانچی. می ترسم آخرش به چی یا چیز برسه.

3. من هر وقت می شنوم اسم یکی شیواست یاد اون الهه شش دست هندی می افتم که تو مورتال کامبت هم بود، بعد ناخودآگاه گارد می گیرم. از بچگی مونده دیگه.

4. وایبر مثل جهان زامبی ها شده.خلوت و متروکه، هر ازگاهی زامبی ای خِرخِرکنان یهو میاد جلوت میگه دوغ شتر میخوری یانه؟؟!!

5. این چه فازیه آدمو صدا می کنن بعد جواب که میدی هیچی نمیگن؟ اس ام اس می زنن جواب میدی جواب نمیدن؟ توجه میخوای خب بگو ماچت کنیم. این کارا چیه؟

6. از هزار تا زاویه از خودش عکس می گرفت ولی بازم از دوربین گلایه می کرد که منو خوشگل نمیندازه. دوربین زبان گشود و گفت عنتر مگه من فتوشاپم؟

7. مدیر گروه تلگرامه یک فایل چهل صفحه ای فرستاده میگه این قوانین گروهه. متن قانون اساسی ایران نصف اینم نیست. چرا با خودتون این کار رو میکنید؟

8. بازیکنهای هند مصدوم میشن، سریع برمیگردن تعجب نکنید. آمیتا پاچان تو یک فیلم تو CCU بستری بود، یهو پاشد رفت تو حیاط سی نفر رو با کاراته کشت.

9. علی رضا حقیقی در چهارسال اخیر تنها تیمی که توش بهش بازی دادن، تیم ملی ایرانه.

10. تو بازی دیروز باید یه درخت وسط زمین فوتبال میذاشتن، هندیا سرشون گرم میشد دورش میرقصیدن به مام خوش میگذشت.

11. پیش بینی ام از بازی ایران - هند این بود که تا دقیقه ی نود 6 هیچ جلو هستیم اما دقیقه ی نود تیم هند یک گل میزنه و بازی رو میبره و میره جام جهانی.هندی ان دیگه.

12. این شیرآلات لمسی که تبلیغ می‌کنه احتمالا اولش که می‌خری مگس می‌شینه روش باز و بسته می‌شه بعد از چندماه با دمپایی باید بزنی روش تا کار کنه.

13. سوار این ترن هواییا شدیم گفتم این ملت چرا الکی داد میزنن. تو اولین سرازیری چنان دادی زدم که یکی از پیچای ریلش شل شد افتاد.

14. حرف‌ از سختی کنکور نزنید، ما که میدونیم برید سر جلسه اسمتونو درست بنویسید فرداش مامورا میان دستگیرتون میکنن میبرنتون دانشگاه.

15. من ازدواج کنم پول ندارم حلقه بخرم. از اشکی که تو اون لحظه تو چشمم حلقه میزنه استفاده میکنم.

16. مهمترین پیام خداوند به انسان می تونه این باشه: «درسته من یه چیزایی از خودم در وجودت نهادم ولی دیگه ادای منو درنیار».

17. هر هواپیمایی که رد میشه فکر میکنم امیتا باچانه حمله کرده. شوخی که نیست تیم ملیشون رو بردیم.

18. حالا از فردا دوباره عکسهای کشتی گیرای فرنگی رو در حال فلافل فروختن دست به دست میکنن.

19. یه سی دی 700 مگی آلبوم استاد شهرام ناظری رو خریدم 550 مگش آهنگ خالی بود 150 مگشم هاااهااااهااا بود.

20. 25 تا پلیس رفتن یه شرور رو با تیر زدن دستگیر کردن بعد تلویزیون یه جوری داره میگه عملیات موفق که انگار زینال بندری رو درحال حمل مواد مخدر گرفتن.

21. داشتم فیلم چینی میبینم که یهو نقش اول رو گم کردم.

22. تو زندگیت مثل درخت فندق باش. یادم نیس چرا ولی حالا تو باش ضرر که نمیکنی! دمت گرم. تو عروسيت جبران ميكنم.

23. با دو دسته از آدما هیچ وقت بحث نکن. یکی کسایی که شبکه چهار نگاه میکنن، یکی کسایی که شلوار پارچه ای رو با کتونی میپوشن! اینا هیچی برا از دست دادن ندارن.

24. آیا از خشکی پوست خود رنج می برید؟
به درک
خجالت نمی کشید؟
والله مردم سرطان دارن، میسازن باهاش! اینم شد درد آخه؟

25. ﻫﻤﻪ ﺗﻮ ﺧﺎﺭﺝ ﻣﯿﺮﻥ ﺗﻮﺍﻟﺖ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﮐﻠﯽ ﺍﻣﮑﺎ���ﺎﺕ ﺩﺍﺭﻩ! ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺻﺎﺑﻮﻧﻮ ﺩﺳﺘﻤﺎﻟﻮ ﻓﺸﺎﺭ آﺏ ﺗﻨﻈﯿﻢ ﺑﺎ ﺩﺭﺟﻪ ﻣﻨﺎﺳﺐ. ﺗﻮ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﺧﻮﺏ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﺸﻪ ﮐﺎﻓﻴﻪ.

26. یه جوری گند گوشی بازی رو درآوردن که باید مثل دادگاه، دم در مهمونی ها گوشی ها رو جمع کنن.

27. کاش من سه تا بودم. یکی رو می فرستادم دانشگاه، یکی می رفت سر کار، خودمم می موندم خونه عشق و حال می کردم.

28. مورد داشتیم پسره تو صف نونوایی از دختره پرسیده چند نفر جلوی شما هستند؟ دختره گفته دوتا خواهر بزرگتر از خودم هستند ولی من برای ازدواج مشکلی ندارم، ما تو خانواده مون اصلا از این رسم ها نداریم!

29. امروز رفتم میوه بگیرم، یه خانمه خیلی شیک اومد گفت آقا پرتقال سامسونگ هاتون خونیه؟ فروشنده گفت نه خانم از این نوکیاها بگیر شاید خونی باشه.

30. یه بار شازده کوچولو از سیاره شون زنگ زد به روباه گفت: چرا آدم ها از هم دیگه بُت می سازن؟ صدا آمد: از بی ادبان. فهمید اشتباهی شماره لقمان رو گرفته قطع کرد!

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه