طنز؛ چیز نخور، سن ایچ بخور!

مجله خط خطی - حمید پارسا:

صدای پیغام گیر:
شما با مرکز مشاوره مرگ بر چیز تماس گرفته اید. اگر مایل هستید با اپراتور صحبت کنید، عدد یک و در غیر اینصورت می توانید پیغام بگذارید تا در اسرع وقت به حسابتان برسیم!

... دید ... (الکی مثلا عدد یک فشار داده شد)

مرد میانسال: الو سلام آق مشاور. خیلی باحالی. دوستت دارم زیاااااد

اپراتور: سلام برادر. بفرمایید. من در خدمتم. اسم شریف تون؟

مرد: بنده رازی هستم. زکریای رازی.

چیز نخور، سن ایچ بخور!


اپراتور: اِ چه جالب. اتفاقا بنده هم رازی هستم منتها با ضاد.

مرد: به به. به سلامتی همه راضی های دنیا! غرض از مزاحمت می خواستم بگم که من بدجوری اسیر هوای نفسم شدم. آمار درینکم بدجوری رفته بالا.

اپراتور: درینک تون رفته بالا؟ متوجه نمی شم.

مرد: چطوری بگم. من جزو کمپین طرفدارهای چیز بودم اما چند روز پیش یه بابایی من رو ارشاد کرد و تصمیم گرفتم به دامان پر از مهر خانواده برگردم و دیگه کل یوم، چیز رو ببوسم و بگذارم تو دبه اش بمونه گوشه زیرزمین. البته هنوز یه کم جای ارشادم درد می کنه اما روی هم رفته خوب بود. همه اش رو از کلّه پروند!

اپراتور: جانم شما از کِی فهمیدی که به این مایعِ خانمان سوز علاقه داری؟

مرد: اولین بار یک سالم بود...

اپراتور: یک سال اتون بود که به چیز روی آوردید؟!

مرد: اولین بار یک سالم بود دکتر می خواست بهم آمپول بزنه، قبلش پنبه آغشته به چیز رو مالید به عضله ام. چنان خنک بود و گوارا که جای شما خالی، از همون وقت بود که یک دل نه صد دل عاشق چیز شدم. هوشنگ، یه چیپس بده به من!

اپراتور: هوشنگ؟! چیپس؟!

مرد: با شما نبودم. با دوستم بودم گفتم یه چیپس بده به من مزه دهنم عوض بشه. بعداً ها هم یادم میاد کنار سینما نیاگارا یه سیرابی فروشی بود. کنار سیرابی فروشی هم یه جایی بود که اونجا هم چیز داشت. البته آمپول نمی زد بعدش. ما اونجا رو هم کردیم پاتوق. خدا از سر تقصیرات مون بگذره. جوون بودیم و غافل. داداش اون ماست موسیر رو بده بیاد این ور!

اپراتور: آقا ظاهرا شما دارید اونجا یه کاری می کنید.

مرد: نه بابا. با دوستم بودم. خوابم نمی بره شب ها. گفتم ماست رو بده بخورم بلکه خوابم ببره.

اپراتور: آخرین بار کِی با این جرثومه فساد دمخور بودید؟

مرد: والا راستش ما استقلالی هستیم و قرار گذاشته بودیم که فقط هر وقت تیم مون به پرسپولیس ببازه، بریم سراغ چیز... که متاسفانه خورد به لیگ دو سال اخیر و کلا الکی شدیم!

اپراتور: خب برادر، شما برای اینکه بتونید آمپول و چیز و چیپس و همه ملحقاتش رو ترک کنید بهتره هر بار که بهش نیاز پیدا کردید از نوشیدنی های مجاز مثل سن ایچ استفاده کنید. جدیدهاش پالپ هم داره. خیلی هم خوشمزه است.

مرد (هار هار می خندد): بچه ها، هوشنگ، فری، ببینید آق مشاور چی می گه. می گه به جای چیز، سن ایچ بخور.

(خنده حضار!)

ادامه صحبت مرد: آقا مشاور، اسگول می دونی چیه؟

اپراتور: بله اسگول نام پرنده ای است که در تمام طول سال...

مرد: نههههه... بی خیال بابا. اسگول خودتی. بچه ها به سلامتی آقای مشاور! اصلا آقای مشاور شما هم بیا اینجا. سن ایچ به اندازه کافی هست. من رازی، شما هم راضی، دندونِ لق آدم ناراضی!

اپراتور: اتفاقا اسگول یعنی شما برادر من.

... کیش کیش (صدای بیسیم)... از کرکس به عقاب. رد شماره طرف پیگیری شد. بریزید تو خونه اش و این مایه های ننگ جامعه رو بگیرید، پدر صاحب بچه شون رو دربیارید تا اینها باشند که انقدر چیز چیز نکنند.

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه