معيار هاي مناسب و خوب براي ازدواج

معيار هاي مناسب و خوب براي ازدواج - تصویر 1

 

معیار های مناسب و خوب برای ازدواج

آمار طلاق بسیار بالاست. لازم نیست تا به دادگاه خانواده بروید یا در محضرهای ازدواج و طلاق باشید تا متوجه این موضوع شوبد. به اشنایان خودتان که نگاه کنید حتما زن و شوهرهایی را می بینید که هنوز چند سال از ازدواجشان نگذشته و از هم جدا شده اند.در گفت و گو با  مشاور خانواده به دلایل طلاق در بین زن و شوهرها پرداختیم.

 

به عنوان کارشناس و مشاور خانواده با زوج های در حال طلاق در ارتباط هستید. مهم ترین دلایلی که باعث طلاق می شوند چیستند؟

طلاق آسیب اجتماعی است که متاسفانه این روزها آمار بالایی هم دارد. در آخرین گفت و گوهایی که با همکاران پژوهشگرمان در دانشگاه تهران داشتیم مشخص شد 25 در صد از ازدواج هایی که در تهران صورت می گیرند به طلاق می انجامند. 25 در صد خانواده هایی هستند که به آنها می گوییم خانواده های تنیده، 25 در صد هم زندگی سردی دارند و خوشبینانه می توانیم بگوییم تنها از 25 درصد از ازدواج ها خانوده هایی تشکیل می شوند که به آنها خانواده های شاد می گوییم.

 

درباره این تقسیم بندی هایی که از خانواده ارایه دادید بیشتر توضیح بدهید. خانواده تنیده و خانواده شاد چه تعریفی دارند؟

ما در روانشناسی خانواده، خانواده ها را به گروه های تنیده، گسسته و شاد یا نرمال تقسیم می کنیم. خانوده نرمال خانواده ای است که در آن جایگاه هرکسی تعریف شده است و دارای عملکرد درستی است. درباره خانواده تنیده هم باید بگویم اگر وارد چنین خانواده ای شوید از همان جلوی در متوجه می شوید آدم های زیادی در این خانه رفت و آمد می کنند.

کفش های زیادی به صورت درهم و برهم در خانه یا حتی بیرون خانه ریخته شده اند. در این خانه کسانی رفت و آمد دارند که اصلا رفت و آمدشان ضرورتی ندارد. در داخل خانواده هم ممکن است هر کسی به وسایل شخصی دیگری دست بزند. آدم ها محیط خصوصی ندارند. برعکس در خانواده گسسته روابط سخت است. طوری که ماه ها می گذرد و کسی به آن خانه رفت و آمد نمی کند.

اگر وارد این خانه شوید متوجه می شوید که محیط بسیار مقرراتی و خشک است و کسی یه هیچ وجه نمی تواند در مسایل دیگری دخالت کند.به طور مثال اگر کسی به موبایل دیگری دست بزند غوغا به پا می شود. در خانواده نرمال یا به هنجار پدر و مادر در داخل هاله زناشویی هستند و بچه ها خارج از این هاله قرار دارند ولی در درون سیستم خانواده جا می گیرند. این خانواده با یک مرزبندی از نظام جامعه جدا می شوند.

یعنی حرف و حدیث این خانواده به راحتی از خانه بیرون نمی رود. دیگران هم مجوز دخالت در سیستم این خانواده را ندارند. به عبارتی خانواده نرمال دارای مرزبندی مشخصی است. طوری که بچه ها هم از بسیاری از مشکلات و تنش های پدر و مادرشان بی خبرند. یعنی ائتلاف بین پدر و مادر شکل گرفته است و نه بین پدر و مادر و بچه ها. چون ائتلاف معمولا به اختلالات رفتاری و شخصیتی منجر می شود.

 

برگردیم به مسئله طلاق. تجربه کاری شما می گوید علت اصلی طلاق ها چیست؟

علت های مختلفی دارد. یکی از آنها اعتیاد است و بعد نداشتن مهارت های زندگی. چون مدیریت سیستم خانواده هم مهارت های خودش را می خواهد. همان طور که یک هواپیما را کسی بدون داشتن مدرک خلبا��ی نمی تواند هدایت کند، خانواده را هم کسی بدون داشتن مهارت های زندگی نمی تواند کنترل و مدیریت کند. در بیشتر مواردی که به اختلافات شدید و طلاق می انجامد

مرد یا زن یا هر دوی آنها از مهارت کافی برای اداره زندگی برخوردار نیستند. البته خودشان این مشکل را قبول ندارند. ولی از بسیاری از چیزهایی که در سیستم خانواده باید بدانند اطلاع ندارند. دلیل دیگر طلاق ها که این روزها شاهد رشد آن هستیم نداشتن رشد اجتماعی زوج هاست. سازمان بهداشت جهانی برای رشد 6 معیار تعریف کرده است که برای هر ازدواجی در هرجای دنیا لازم است.

سابق بر این در مملکت ما هر کس رشد فیزیکی یا بلوغ پیدا می کرد می گفتند می تواند ازدواج کند. ولی الان سازمان بهداشت جهانی اعلام کرده اولین معیار برای ازدواج، رشد اقتصادی است که هم برای زن و هم برای مرد لازم است. چون به خصوص در مورد خانم ها باعث می شود فقط به خاطر نیازهای اقتصادی به کسی پناه نبرند. همین طور کسی نباید فقط به خطر نیازهای فیزیولوژیک ازدواج کند

مسئله بعدی رشد اجتماعی است که به معنای افتراق آدم هاست. یعنی دختر یا پسری که می خواهد ازدواج کند باید بپذیرد روابطش تا 75 درصد باید محدود به خانواده هسته ای خودش بشود. به عبارتی از سیستم گذشته جدا شود و به خانواده جدید پیوند بخورد. البته تا 25 درصد طبیعی است که با پدر و مادر و برادرها و خواهرها و دوستانش رابطه داشته باشد.

 

معيار هاي مناسب و خوب براي ازدواج - تصویر 2

 

یکی از نکاتی که امروز بسیار آسیب زا شده است همین عدم رشد اجتماعی است. آدم ها فکر می کنند که به این رشد رسیده اند. اما بعد از گذشت چند روز از زندگی مشترک هنوز از سر کار که برمی گردند باید اول خانه مادر سر بزنند یا با دوستانشان قرار بگذارند. این رفتارها نشان دهنده عدم رشد اجتماعی است. لزوما هم به صورت رفت و آمد فیزیکی نیست.

همین که مثلا خانمی در خانه مدام با تلفن با مادر و خواهر و دوستش حرفش می زند نشان می دهد که نتوانسته افتراق را ایجاد کند. معیار بعدی برای ازدواج رشد عاطفی است. بعد از آن رشد شخصیتی است و رشد فیزیکی و رشد اخلاقی. اگر انسان ها به این 6 معیار برسند میزان طلاق بسیار پایین می آید. اما متاسفانه خانواده ها گاهی مانع این رشد می شوند.

به طور مثال می گویند اشکال ندارد اگر پسری سربازی نرفته باشد و درآمد کافی نداشته باشد و ازدواج کند. درست است که با ازدواج او از آمار مجردین کم می شود. ولی به آسیب های دیگری دامن می زند. چون در شرایطی که پسر از پدر پول می گیرد نمی تواند مرزبندی بین خانواده جدید و پدر و مادرش قرار بدهد. برای این که پسری که از طرف پدر و مادرش حمایت مالی می شود مجبور است که از آنها تبعیت کند. بنابراین عدم وجود این شش عامل که سازمان بهداشت جهانی مهم ترین دلایل طلاق هستند.

 

مشاوره های قبل از ازدواج معمولا از طرف زوج ها جدی گرفته نمی شوند. در مورد مشاوره های قبل از طلاق وضعیت چطور است؟

مشاوره های قبل از طلاق امر مهم و سازنده ای است. ولی متاسفانه در حال حاضر به اندازه دهه هشتاد از آن استفاده نمی شود. دلیل اصلی اش هم مسایل اقتصادی است که اجازه نمی دهد زن و شوهر بتوانند پیش از طلاق از مشاور کمک بگیرند. چون امکان پرداخت دستمزد مشاور را ندارند و بیمه ها هم از مشاوره حمایت نمی کنند.

همین چند روز پیش دکتر گلزاری رییس سازمان جوانان اعلام کرد که کل بودجه ای که به امور جوانان اختصاص داده شده به اندازه 16 کیلومتر جاده روستایی است که این مسئله بسیار دردآور است. در دهه هشتاد از هر دو مراجعه یکی برای مشاوره بود. ولی آرام آرام گرفتاری های مالی باعث شد تعدا کسانی که برای مشاوره مراجعه می کنند به طور محسوسی کم شود.

 

خلاصه پرسش

چه معیارهایی در ازدواج دو نفر لازم بوده و چه معیارهایی بهتر است مراعات شود؟ معنای کفویت در ازدواج چیست؟پرسش چه شرایط و معیارهایی در ازدواج دو نفر لازم بوده، و چه شرایط و معیارهایی بهتر است مراعات شود؟ معنای کفویت در ازدواج چیست؟


پاسخ اجمالی

در آموزه­های اسلامی، علاوه بر ارائ? راه کارهایی؛ مانند توکل بر خداوند، برگزاری دو رکعت نماز و دعا برای طلب همسری شایسته و ازدواجی موفق، برای پیشگیری از ازدواج های ناموفق، توصیه به دقت و توجه کافی برای انتخاب همسر شده و معیارهایی ذکر می شود که برخی اصلی بودهو برخی فرعی.برخی از معیارهای اصلی عبارت اند از:

ایمان، دوری از گناهانی مانند شرب خمر، برخورداری از حسن خلق و کفو بودن زن و شوهر.مقصود از کفویت شرعی در ازدواج این است که، زن و مرد، از نظر اسلام و یا ایمان هم­سطح و هم­طراز یکدیگر بوده و تفاوت زیادی با هم نداشته باشند؛ اگر چه نمی توان ادعا کرد که این همطرازی و هم سطحی باید از هر دو طرف کامل بوده و به یک مرتبه باشند؛ زیرا ایمان و اسلام در انسان ها دارای مراتب قوی و ضعیف است؛

به همین جهت، مفهوم کفو در ازدواج امری نسبی است.در کتاب های فقهی، در کنار کفویت شرعی، کفویت عرفی هم ذکر شده، ولی مراعات کفویت عرفى لازم نیست؛ مگر در جایى که دختر رشد فکرى کافى ندارد، و ولىّ براى او شوهر انتخاب مى‌کند.کفویت عرفی یعنی این که، زن و مرد از نظر شئون اجتماعى با هم متناسب باشند؛ مانند تناسب سنّ، اصالت خانوادگی و ... .


پاسخ تفصیلی

ازدواج، زمینه ساز مطلوب ترین فرصت، برای تجلّی متعالی ترین ارزش ها و محبوب ترین کانون، نزد خدای متعال است. بر همین اساس، در آموزه های اسلامی بر این تأکید شده است که مردم نگاه معنوی و قُدسی به ازدواج داشته باشند. آیات متعدد قرآن شاهدی بر این مدّعا است؛ مانند: «و از نشانه‏هاى او این که همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میانتان مودّت و رحمت قرار داد در این نشانه‏هایى است براى گروهى که تفکّر مى‏کنند»[1].همچنین در قرآن کریم از ازدواج به عنوان «میثاق غلیظ»[2]، یعنی، پیمان محکم و مقدّس[3]، یاد شده است.

پیمانی که وفاداری، اعتماد، هم عهدی صادقانه و عشق بی پیرایه می طلبد، لذا تمایلات نفسانی و خود کامگی ها و خود محوری های زور مدارانه با اصل این میثاق منافات دارند و طرفین این پیمان در حفظ و قوام و استحکام آن بایستی رعایت اصول ارزشمند زندگی را داشته باشند.به همین منظور، ازدواج از جمله انتخاب های مهم انسان است که نتیج? آن برای تمام عمر، ماندگار خواهد بود. لذا دقت و دوراندیشی در این گزینش، - البته نه در حدّ وسواس[4] - امری منطقی و دینی است.


در دستورات اسلامی، علاوه بر ارائ? راه کارهایی؛ مانند توکل بر خداوند، برگزاری دو رکعت نماز و دعا برای طلب همسری شایسته و ازدواجی موفق،[5] برای پیشگیری از ازدواج های ناموفق، توصیه به دقت و توجه کافی برای انتخاب همسر نموده و معیارهایی را ذکر می کند.اما لازم است بدانیم که دسته ای از این معیارهای اسلامی، جزو معیارها و شرایط اصلی در انتخاب همسر بوده و دسته ای دیگر، جزو معیارهای فرعی است.در این جا، به شرح و بررسی برخی از این معیارها در هر دو دسته پرداخته می شود:

 

معيار هاي مناسب و خوب براي ازدواج - تصویر 3


معیارهای اصلی در انتخاب همسر:
الف) باورها و اعتقادات دینی صحیح(ایمان)

بر اساس تعالیم اسلام، ایمان و باورهای صحیح دینی و مذهبی مهم ترین ویژگی لازم برای همسر محسوب می شود. این شرط، در هم? شرایط زمانی و مکانی، برای یک همسر ضروری است.بنابراین، اگر فردی از ایمان، باورهای دینی و مشترکات اعتقادی در حدّ مناسبی برخوردار نباشد، فاقد شرایط محسوب می شود، هر چند ویژگی های دیگر را دارا باشد، و انسان را از سعادت دنیوی و اخروی باز می دارد.


در آیات قرآن و روایات بر دارا بودن شرط ایمان در ازدواج تصریح شده است؛ مانند:«و با زنان مشرک و بت‏پرست، تا ایمان نیاورده‏اند، ازدواج نکنید! [اگر چه جز به ازدواج با کنیزان، دسترسى نداشته باشید زیرا] کنیز با ایمان، از زن آزاد بت‏پرست، بهتر است هر چند [زیبایى، یا ثروت، یا موقعیت او] شما را به شگفتى آورد.

و زنان خود را به ازدواج مردان بت‏پرست، تا ایمان نیاورده‏اند، در نیاورید! [اگر چه ناچار شوید آنها را به همسرى غلامان با ایمان درآورید زیرا] یک غلام با ایمان، از یک مرد آزاد بت‏پرست، بهتر است هر چند [مال و موقعیت و زیبایى او،] شما را به شگفتى آورد. آنها دعوت به سوى آتش مى‏کنند و خدا دعوت به بهشت و آمرزش به فرمان خود مى‏نماید، و آیات خویش را براى مردم روشن مى‏سازد شاید متذکّر شوند».[6]


پیامبر اکرم (ص) در این باره می فرماید: «آن کس که دختر خود را به ازدواج مرد فاسقى درآورد با این عمل از وى قطع رحم نموده است».[7]امام صادق (ع): «اگر مردی، با زنی به خاطر زیبائى و یا ثروتش ازدواج کند، از هر دو [زیبایی و ثروت] محروم ماند و اگر براى دین و تقوایش با او ازدواج کند، خداوند مال و جمال نیز نصیبش گرداند».[8]


علاوه بر این، وجود ویژگی های اعتقادی و اخلاقی، بیش از هر عامل دیگری می تواند اعتماد آفرین باشد؛ زیرا برخورداری از کرامت های اخلاقی و باورهای دینی نه تنها آدمی را متحول می کند، بلکه باعث اطمینان خاطر طرف مقابل می شود و همین امر زمینه ساز تفاهم اولیه زوجین است و تداوم آن در طول زندگی، نقش تعیین کننده دارد.


ب) برخورداری از حُسن خلق:

در اسلام ویژگی های اخلاقی مانند برخورداری از حسن خلق، از ویژگی ها و شرایط لازم برای همسر مناسب به حساب می آید. مراد از حسن خلق، در این جا، رفتارها و تعامل های مناسب در زندگی، سازگاری و مدارا با افراد است. حسن خلق، خوش اخلاقی و نیک منشی به معنای زینت دادن به کلام، شکر و سپاس گذاری، خوش زبانی و حقیقت گویی، محبت و تشویق، صداقت و... می باشد. اساس زندگی زناشویی، سازگاری، تفاهم و همکاری است که این امور فقط در پرتو حسن خلق فراهم می شود.انسان آراسته به صفات، عادات، خُلق و خوهای پسندیده،

فضائل، کمالات و اعمال و رفتار نیکو بوده و از صفات زشت، بیماریهای اخلاقی و... دور باشد؛ زیرا تنها عاملی می‏تواند روح سرکش انسان و غرایز طوفانی و عصیانگر انسان را مهار کند و علم و صنعت را در راه آرامش عمومی و زندگی مسالمت‏آمیز به کار اندازد، اخلاق واقعی است که از ایمان حقیقی به خدا سرچشمه می‏گیرد. داشتن اخلاق خوب در زندگی که باعث نشاط و جوانی طرفین و سایر افراد خانواده می شود، در رویات آمده همسر بد اخلاق انسان را به پیری زودرس مبتلا می کند.


به همین دلیل، در روایات به صراحت از ازدواج با افراد بد خلق نهی کرده اند؛ مانند این روایات:رسول اکرم (ص): «براى یک مرد پس از قبول اسلام هیچ سودى بهتر و برتر از همسرى با یک زن مسلمان درست¬کار نیست، زنى که مرد را با دیدن خود شاد سازد، از دستورش اطاعت نماید، و در غیاب شوهر حافظ عفّت خویش و اموال وى باشد».


شخصی از امام رضا (ع) درباره فردی پرسید و گفت: یکی از بستگان من از دخترم خواستگاری کرده است و از جهاتی شایستگی همسری را دارد، ولی بد اخلاق است چه کنم؟ حضرت در پاسخ فرمود: اگر بد اخلاق است به او زن نده.علاوه بر معیارهایی که از نظر اسلام اصلی محسوب می شوند و به برخی اشاره شد، معیارهای دیگری نیز مورد توجه اسلام است که به لحاظ اهمیت در درجه معیارهای اصلی نیست؛ اما در اسلام توجه خاص به آنها شده، این معیارها، معیارهای فرعی هستند.


ج) دوری از گناهان:

برخورداری از تقوا در حدّی که به طور علنی و آشکارا مرتکب گناهانی مانند زنا نشود. در روایات به این معیار و شرط برای انتخاب همسر تأکید شده است؛ مانند:امام صادق (ع) می فرماید: «مردان مسلمان با زنانى که آشکارا و بى‏پروا زنا می­دهند ازدواج نکنند و همچنین زنان عفیف و مسلمان مردانى را که علنا زنا می­کنند به همسرى خود اختیار ننمایند مگر آنکه معلوم شود توبه کرده‏اند [و واقعاً از اعمال ناشایست و منافى با عفت خویش دست کشیده‏اند]».[9]


یکی از گناهانی که باید در ازدواج از آن پاک بود، شرب خمر است. در روایات متعددی تأکید شده است که از ازدواج با کسی که اهل شرابخواری است خودداری شود:امام صادق(ع) به نقل از پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمود: «اگر خواستگار اهل شرابخواری باشد، به او زن داده نشود».[10]  همچنین فرمود: «بعد از این‌که خدا شراب را حرام کرده، اگر کسی شرابخواری کند، شایستگی این را ندارد که هنگام خواستگاری به او دختر داده شود».[11]


در روایت دیگری از امام رضا(ع) خطاب به پدر یک دختری آمده: «مبادا که به شرابخوار زن بدهی که اگر چنین کنی مثل این است که او را به سمت زنا کردن بُرده‌ای».[12]اثرات این گناه فقط بر شخص شرابخوار نیست، بلکه کل خانواده را خصوصاً فرزندان را تحت تأثرات منفی قرار می‌دهد. لذا بر اجتناب از ازدواج با این افراد تأکید زیادی شده است.

 

گردآوری: مجله اینترنتی دلگرم

 

نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه