چرا ازدواج می کنیم ؟

ازدواج و تشکیل خانواده یکی از مراحل مهم زندگی هر انسانی است که در سیر تکاملی و رشد شخصیتی خود از آن گذر خواهد کرد. با ازدواج، مسئولیت فرد دیگری هم متوجه انسان شده و سعادت و خوشبختی او به زندگی انسان گره می خورد، ضمن اینکه مسئولیت سنگین تربیت نیز برعهده دوزوج خواهد بود که هر گونه فرزندانشان را تربیت کنند آنها نیز موجب خوشبختی دیگری و فرزندان خودشان می شوند.

 

به همین صورت می بینید که زندگی گروه عظیمی از انسانها به یک ازدواج و تشکیل خانواده گره خورده است. البته جامعه هم از همین خانواده های شبکه ای تشکیل شده که سعادت جامعه به همین خانواده ها بستگی دارد.

ازدواج، پرتاب به سوی خدا


از این جهت لازم است توجه جدی به تمام مراحل ازدواج و تشکیل خانواده داشته باشیم. در این مقاله برآنیم تا بحثهای متعددی که یک جوان برای تشکیل خانواده باید بداند را مطرح کرده و با کمک منابع دینی به پاسخهای مناسب دست یابیم. چه زمانی باید به تشکیل خانواده اقدام نمود؟ در تشکیل خانواده باید به چه معیارهایی توجه کرد؟

چرا ازدواج می کنیم


بعد از ازدواج چگونه باید به زندگی نظم داد؟ رفتار در مراحل مختلف زندگی در مواجهه با ناملایمتی ها چگونه است؟ و بسیاری از سوالات دیگر نیاز به آموزش برای جوان وجود دارد.

 


شخصی که با آموزشهای مناسب اقدام به مراحل مختلف تشکیل خانواده می کند می تواند به بهترین موفقیتها دست یابد. چنانکه از علل برخی طلاق ها برمی آید حتی ناآگاهی زوجین از چگونگی روابط زناشویی موجب این امر که تلخترین حلال الهی است شده تا چه برسد به اینکه ناآگاهی از چگونگی رفتار و ابراز محبت سبب طلاقها باشد. آموزش چگونگی رفتار با همسر و خانواده او، آموزش مسائل زناشویی، آموزش تربیت فرزند و آموزشهای دیگر در مورد تشکیل خانواده باید در دستگاه های آموزشی کشور ما نهادینه شود تا جامعه ای سالم و بری از آسیبهای اجتماعی داشته باشیم.

 


● ازدواج، برای چه؟
همانطور که می دانیم سعادت انسان به سیر تکاملی او در عبودیت الهی بستگی دارد که هدف خلقت انسان ذکر شده « وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ»(ذاریات/۵۶). انسان در هر مرحله ای از زندگی اش با رویکردهای گوناگون این عبودیت را طی می کند. تا کودک است دنیا را با بازی کردن می شناسد، با شروع نوجوانی و دوران بلوغ خواسته ها و نیازهای دیگری در او پیدا می شود و سوالاتی در مورد عالم معنا دارد و شاید به همین خاطر باشد که تکالیف شرعی از این موقع براو واجب می شود.

 

با شروع جوانی و شور و تلاش آن، با واقعیت های دنیا و سختی ها و خوشی ها آن آشنا شده و با اتکای بیشتر به خود و استقلال طلبی از سوی دیگران به گذر زندگی می پردازد. یکی از نیازهای جدی هر انسانی که در دوران جوانی به اوج خود می رسد نیاز جنسی است که خداوند متعال این نیاز را یک سائق قوی برای تشکیل خانواده قرار داده که بدنبال آن شرایط جدیدی در زندگی بوجود می آید و می توان ادعا کرد پذیرش مسئولیت تشکیل خانواده یکی از مراحل جدی در سیرتکاملی انسان است. چنانکه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: « من تزوّج فقد استکمل نصف الإیمان فلیتّق اللَّه فی النّصف الباقی‏» (نهج الفصاحه، ص۷۵۴)(کسی که ازدواج می کند نصف دینش کامل شده پس در باقی آن تقوا داشته باشد.)

 


ازدواج سبب خویشتن داری طرفین در افعال و کردارشان می شود و شخص با پذیرش این مسئولیت خود را در نقش جدیدی می یابد که نه تنها گناه از چشم او می افتد بلکه خود را متعلق به پایگاهی می داند که گناه سبب متزلزل شدن آن می شود. ازدواج نه تنها نصف دین را کامل کرده بلکه مقدمه ای برای رعایت تقوا در بقیه دین می شود. یک انسان با ایمان نمی تواند لقمه حرام برای خانواده اش تهیه کند زی��ا خود را متعهد به خانواده می بیند. پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید:

 


« مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَلْقَی اللَّهَ طَاهِراً مُطَهَّراً فَلْیَلْقَاهُ بِزَوْجَتِه‏»(النوادر، ص۱۲)( هر کس می‏خواهد خداوند را در حالی ملاقات کند، که پاکیزه و پاک از گناه باشد، پس باید با همسر خویش به ملاقات خدا برود.) در این روایت نهایت زیبایی و کارکرد ازدواج در سیر و سلوک معنوی انسان بیان شده است. از این روایت برمی آید که زوجین موجب پاکی یکدیگر از زشتیها و گناه ها می شوند و در حقیقت ازدواج موجب یک جهش معنوی در زندگی عارفانه انسان می شود.

 


قرآن کریم نیز ازدواج را با هدف خلقت تبیین می کند و می فرماید: «وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُون‏»(روم/۲۱) (و از نشانه‏های قدرت اوست که برایتان از جنس خودتان همسرانی آفرید. تا به ایشان آرامش یابید، و میان شما دوستی و مهربانی نهاد. در این عبرتهایی است برای مردمی که تفکر می‏کنند.) همانطور که آیه به هدفدار بودن خلقت اشاره می کند که «خلق لکم» آرامش جسمی و روانی را هدف ازدواج می داند پس آرامش حاصل از ازدواج همان زمینه سیر تکاملی روح است. البته این آرامش وقتی حاصل می شود و پایدار می ماند که بین دو فرد مودت و رحمت برقرار شود که طبق نص صریح آیه، این مودت و رحمت از سوی خداوند متعال بین دو زوج قرار می گیرد.

 


علامه طباطبایی در شرح مودت و رحمت اینچنین می نویسد: «کلمه مودت تقریبا به معنای محبتی است که اثرش در مقام عمل ظاهر باشد، در نتیجه نسبت مودت به محبت نسبت خضوع است به خشوع، چون خضوع آن خشوعی را گویند که در مقام عمل اثرش هویدا شود، به خلاف خشوع که به معنای نوعی تاثر نفسانی است، که از مشاهده عظمت و کبریایی در دل پدید می‏آید.

 


و رحمت، به معنای نوعی تاثیر نفسانی است، که از مشاهده محرومیت محرومی که کمالی را ندارد، و محتاج به رفع نقص است، در دل پدید می‏آید، و صاحبدل را وادار می‏کند به اینکه در مقام برآید و او را از محرومیت نجات داده و نقصش را رفع کند.» (ترجمه المیزان، ج‏۱۶ ص۲۵۰) رحمت را خداوند در بین زن و شوهر قرار می دهد تا نقص یکدیگر را در جسم و روح برطرف کنند و به طوری که از سیاق برمی‏آید مراد از مودت و رحمت در آیه همان مودت و رحمت خانوادگی است، هر چند که اطلاق آیه شامل جامعه هم می شود.

 

 

منبع : ویستا

نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه